خرید بک لینک
نوشته شده در بیان در تاریخ ۲۱/اسفند/۱۳۹۵ چند وقتیه که به شدت در گیرم در گیر کارهای عقب افتاده و شرایط و مسائل جدیدی که پیش میاد.انقدری که چند روزی میشه که حتی چند صفحه کتاب هم نخوندم نمی دونم خاصیت آخر سال اینطوریه یا من این شکلی هستم.به قول معروف هی می دویم و به هیچ جا هم نمی رسیم! البته اون نرسیدنه یه مقداراغراق آمیزه یا به قولی بعد منفی قضیه است.اتفاقا می رسیم خوب هم می رسیم ولی خب حجم بالای کار تو این برهه زمانی باقیمونده تا عید یه کم آدم رو آزار میده.بهم خوردن برنامه ها و هجوم فکرهای پیروش دیگه بدتر.حتی خوابت رو مختل می کنه! انقدری که نصف شب هر کاری می کنی خوابت نمیبره و کار مفیدی هم از

برچسب: مشغله, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

نوشته شده در بیان به تاریخ ۲۵/اسفند/۱۳۹۵ سلام صبح آخرین چهارشنبه سالتون مبارکهوا چقدر بهاری شده! اصلا این بوی بهاره که داره میاد. چند روزه که دارم به یه موضوعی فکر می کنم و از دیروزه که تصمیم گرفتم پستش کنم محتوای تکرار ای داره ولی حس می کنم این تکرار لازمه ! همه می دونیم که آدمها برای زنده بودن به آب و غذا و هوا احتیاج دارن و تامین اینها براشون جز ضروریاته ولی به جز اینا آدمها به یه چیز دیگه هم نیاز دارن که شاید خیلی کمتر به چشم بیاد ولی شاید نه تنها ضرورتش کمتر از اون موارد نیست بلکه شاید هم پایه یا شاید حتی ضروری تر باشه و اون نیاز به شنیدن دوستت دارمه یا شنیدن ممنونم که هستی البته بدون بهو

برچسب: نیاز,آدمها, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

نوشته شده در بیان به تاریخ ۹/اردیبهشت/۱۳۹۶ سلاموقتتون گرانبها! بعضی از آدمها هستن که یه طوری هستن یه جوری که نمیشه بگی خوبن یا بدن! اینها موقعی که حالت به هر دلیلی بده از وقت و مال و جونشون همه جوره مایه می ذارن تا حالت کمی بهتر بشه. ولی همینها موقعی که حالت خوبه و کیفت کوکه کمترین کاری که می کنن اینه که ندیده میگیرنت یا تو جمع بهت پشت می کنن یه طوری که تو نمی دونی دقیقا باید چه رفتاری باهاشون داشته باشی! باید دوستشون داشته باشی یا نداشته باشی من همیشه میگم باید بدی این آدمها رو به خوبیشون ببخشی چون همیشه خوبیاشون بیشتر از بدیهاشونه یا تو حال و اوضاع بد به همچین آدمهایی خیلی نیازه!و اون موقع ا

برچسب: بعضیا,طورین, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

نوشته شده در بیان به تاریخ ۲۵/اردیبهشت/۱۳۹۶ سلامصبحتون قند و عسل سالها قبل وقتی از من می پرسیدن که آیا دوست داری به گذشته برگردی؟ محکم و بدون هیچ حسرت و با افتخار می گفتم نه! فکر می کردم اگه دوست ندارم به گذشته برگردم به خاطر اینه که تو انتخابهام اشتباه نکردم یا هیچ کار نیمه کاره ای تو گذشته ام نداشتم که بخوام برگردم و جبرانش کنم ولی از دوسال پیش دقیقا از وقتی که آقاجون تنهامون گذاشت و با آرامش پر کشید و رفت دیدم چقدر دلم می خواد برگردم به گذشته حتی گذشته های دور حتی بچگیم دورانی که آقاجون بود و جوون و سرحال بود دوره ای که هنوز حسین داداش سکته نکرده بود و پر انرژی به محض زنگ زدن بهش خودش رو بر

برچسب: برگشتن,گذشته, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

نوشته شده در بیان به تاریخ ۱۴/خرداد/۱۳۹۶ سلام روز بر همگی خوش بالاخره رسیدم به کتاب آخر کلیدر جلد ۹ و ۱۰ امروز فارغ از موضوع رمان جذاب کلیدر میخوام در مورد قلم دولت آبادی بنویسم من نمیگم کتاب زیاد خوندم ولی از خیلی از نویسنده های معروف کتاب خوندم از الکساندر دوما "ژوزف بالسامو" از جورج اورول "قلعه حیوانات"و "۱۹۸۴" از جلال آل احمد "مدیر مدرسه" از گوته "غمهای ولتر جوان" از ژان پل سارتر"تهوع" و... ولی به حق می تونم بگم هیچ کدوم از داستانهایی که خونده بودم به شیوایی و رسایی قلم دولت آبادی نبودن توصیف مکان , زمان , قیافه و حالتهای روحی حاکم بر گروه و حتی تک تک افراد, توضیح جزئی ترین چیزها حتی توصی

برچسب: معرفی,کتاب, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

مام نیروهای امنیتی و اربابها دست به دست هم دادن برای کشتن گلمحمدها و گلمحمد یا باید از دولت تامین بگیره و بشه دست نشانده دولت برای سر کوبی رعیتها و باج و خراج گرفتن از اونها و ساکت کردن افرادی مثل خودِ الانش یا باید فرار کنه یا باید به کشته شدن تن بده :ها بله خان عمو ما باخته ایم, ما باخته ایم و شکست خورده ایم, راست اینکه نمیخواهیم در شکست خود خوار بشویم. حال که چنین پیش آمده نمیخواهیم و نباید دشمنکام بشویم , شکست مرد که در می رسد ,مردانه تر آنست که چون چنار بشکند ; که زندگانی جایی دارد و مرگ هم جایی. مرگ و زندگانی هر کدام جای و شان خود را دارند. وقتی که زندگانی به راه پلشتی خواست کله پا بشود

برچسب: کلیدر, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

سلام دوستان

تمام پستهای بیان رو اینجا کپی کردم

با بیان نتونستم ارتباط برقرار کنم

برچسب: برگشتم, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

سلام صبح جمعه اتون بخیر این پست رو میخواستم هفته پیش بذارم هواشناسی اعلام کرد بارندگی خواهد شد و درجه حرارت ۹ درجه کاهش خواهد داشت به شخصه خیلی خوشحال شدم چون قرار بود آخر هفته هم بریم همدان خوشحالیم چند برابر بود بارندگی شد چه بارون قشنگی دو سه روزی این نعمت زیبای خداوند زندگیمون رو خوشایندتر کرد. پنجشنبه صبح رفتیم همدان :هوای عالی ,مناظر قشنگ و... اصلا همه چیز قشنگ و عالی! پیش خودم میگفتم تو این فصل همچین بارندگیی به به نعمت از این بالا تر میشه? از هوا از زمین و از همه چی لذت می بردم موقع برگشت یه سری به روستامون زدیم و... همه از بارندگی نا راضی بودن و میگفتن محصولاتمون خراب شد میگفتن بارون

برچسب: نعمت,نقمت, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

سلام

وقتتون بخیر

بعد از مدتها موفق شدم کلاس زبانی پیدا کنم که با شرایطم جور باشه با چندتا از همکارها تصمیم گرفتیم یه کلاس زبان خصوصی بریم و الحمدلله موفق شدیم انقدر سطحمون بالا بود که تصمیم گرفتیم از صفر شروع کنیم استادمون هم یکی از همکارانمونه خدا رو شکر خوبه ولی کاملا تمام وقت آزادم رو گرفته طوری که وقت نمیکنم کتاب زمین انسانها رو که نصفش رو خوندم تموم کنم سعی میکنم حداقل روزی ۲ یا ۳ صفحه بخونم ولی واقعا وقتم پرشده.ولی خیلی خوشحالم! :))

برچسب: کلاس,زبان, نویسنده: شیوا عباسی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:17

صفحه بندی